ترجمه "pinza" به فارسی
انبردست, giré, انبر بهترین ترجمه های "pinza" به فارسی هستند.
pinza
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
انبردست
nounTu non parli, io ti strappo i pollici con le pinze.
من ناخن هات رو با انبردست مي کنم.
-
giré
-
انبر
noun feminineFrantumeranno le tue chele con delle pinze, e succhieranno con la bocca la poca carne che hai.
بعدش چنگالاتو با یه ابزاری مثل انبر دست میشکافن بعد گوشت کوچولوتو میکشن تو دهنشون
-
ترجمه های کمتر
- انبرک
- پنس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pinza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pinza" با ترجمه به فارسی
-
ambor · gâzanbor
اضافه کردن مثال
اضافه کردن