ترجمه "plasma" به فارسی

پلاسما, خونابه بهترین ترجمه های "plasma" به فارسی هستند.

plasma noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلاسما

    noun

    stato della materia

    Ok, abbiamo anche costruito questo iniettore, che crea il plasma per iniziare.

    بسیار خوب، این انژکتور رو هم ساختیم که برای شروع فرایند، پلاسما تولید میکنه.

  • خونابه

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plasma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "plasma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plasma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه