ترجمه "polizza" به فارسی
bimé-nâmé, اعلام وصول, بيمه نامه بهترین ترجمه های "polizza" به فارسی هستند.
polizza
noun
feminine
دستور زبان
Documento che prova l'esistenza di un contratto di assicurazione.
-
bimé-nâmé
-
اعلام وصول
noun -
بيمه نامه
noun feminineDocumento che prova l'esistenza di un contratto di assicurazione.
Per prima cosa, lui doveva avere la polizza infortuni.
اولين قدمي که بايد بر مي داشتيم گرفتن بيمه نامه ي حوادث بود.
-
ترجمه های کمتر
- بیمه
- بیمه نامه
- خط مشی
- دریافت
- رسید
- سیاستمداری
- مصلحت اندیشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polizza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "polizza" با ترجمه به فارسی
-
بیمه · بیمه نامه · خط مشی · سیاستمداری · مصلحت اندیشی
-
بار نامه · بارنامه
-
بيمه نامه
-
بار نامه · بارنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن