ترجمه "polvere" به فارسی
خاک, گرد, غبار بهترین ترجمه های "polvere" به فارسی هستند.
polvere
noun
feminine
دستور زبان
Qualsiasi sostanza o materiale ridotti in particelle minutissime.
-
خاک
nounIl fatto che Geova ricordi che siamo polvere è un’espressione della sua immeritata benignità.
اینکه یَهُوَه به یاد دارد که ما خاک هستیم یک اظهار لطف بدون استحقاق از جانب اوست.
-
گرد
noun masculineTutti sanno che la polvere di fata serve a volare.
همه مي دونن که گرد پريزاد براي پرواز کردن ـه.
-
غبار
noun masculineChiamiamo il dottore della polvere, e sì, c'è una tale persona.
ما دکتر گردو غبار را فرا میخوانیم، و همچین شخصی وجود دارد.
-
ترجمه های کمتر
- gard
- gard o khåk
- gard-o-ghobâr
- ghobâr
- khâk
- khâshâk
- پودر
- گرد و غبار
- باروت
- بارود
- تراب
- خاکه
- ذره
- پودرها
- گرد (آلایندهها)
- گرد وخاک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " polvere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "polvere"
عباراتی شبیه به "polvere" با ترجمه به فارسی
-
باروت بیدود
-
شير پودرشده · شيرخشكشده · شیرخشک · پودر شير
-
شیر خشک بیچربی · پودر شير بيچربي
-
pvdr kakayv · پودر کاکائو
-
پودر خمیرمایه
-
bârut · باروت · بارود · پودر · گرد
-
پودر شیر
-
باروت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن