ترجمه "pompa" به فارسی
پمپ, pomp, tolombé بهترین ترجمه های "pompa" به فارسی هستند.
pompa
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
پمپ
nounmacchina idraulica
Una che riprende le pompe, e questa qui, che e'stata danneggiata.
يکي که بطرف پمپ بنزين ـه و اون يکي هم که اينجاست و شکسته.
-
pomp
noun feminine -
tolombé
-
شکوه
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pompa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pompa" با ترجمه به فارسی
-
تلمبهها · کفش پاشنهبلند
-
جولان دادن · خودنمایی کردن
-
تلمبه
-
پروتون پمپ
-
متعهد · مسئول
-
تفنگ دستکش
-
پمپ دوچرخه
-
تلمبه بادی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن