ترجمه "posa" به فارسی
zhest, گذاشتن بهترین ترجمه های "posa" به فارسی هستند.
posa
noun
verb
feminine
دستور زبان
L'atto di collocare in una sede prefissata. [..]
-
zhest
-
گذاشتن
nounL'atto di collocare in una sede prefissata.
E la prima è quella di posare quelle forbici.
میتونی با پایین گذاشتن اون قیچی شروع کنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " posa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "posa" با ترجمه به فارسی
-
qarâr dâdan · zhest gereftan · نشلیدن · نهادن · هشتن · گذاشتن
-
cangâl · kârd · qâshoq · کارد و چنگال · کارد وچنگال
-
کارد و چنگال
-
استخراج معدن · معدن کاری · کان کنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن