ترجمه "posteriore" به فارسی
پشت, posht, ʼaqabi بهترین ترجمه های "posteriore" به فارسی هستند.
posteriore
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
پشت
nounLo trovo come se dovessi nascondere contro una delle porte posteriori.
فکر ميکنم بايد تکيه اش بدي بالا در برابر يکي از درهاي پشت.
-
posht
-
ʼaqabi
-
ترجمه های کمتر
- اساس
- خلفی
- سرین
- قسمت نهایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " posteriore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "posteriore" با ترجمه به فارسی
-
ماهیچه دندانهای پشتی فوقانی
-
آ پوستریوری
-
انگشت شست
-
رباط متقاطع پشتی
-
پشت
-
سرخرگ مغزی پشتی
-
عضله درشت نئی پشتی
-
خودروهای محور عقب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن