ترجمه "potere" به فارسی
توانستن, امکان داشتن, قدرت بهترین ترجمه های "potere" به فارسی هستند.
potere
verb
noun
masculine
دستور زبان
Aver il permesso di. Usato per dare un permesso e nelle domande nelle quali si fa una richiesta in modo gentile. [..]
-
توانستن
verb -
امکان داشتن
verbPSEUDOGAP!
Avete mai pensato di poter essere amici del più grande Personaggio dell’universo?
آیا هرگز به امکان داشتن رابطهٔ دوستی با بزرگترین شخص عالم اندیشیدهاید؟
-
قدرت
nouncapacità di influenzare i comportamenti di gruppi umani [..]
Senza il suo aiuto, perdo il controllo dei miei poteri.
که بدون کمک اون من قدرت کنترل جادومو ندارم.
-
ترجمه های کمتر
- qodrat
- solté
- tavânestan
- yârestan
- قادر بودن
- استطاعت
- تَوانِستَن
- حلب کردن
- قدرت داشتن
- هیئت حاکمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " potere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "potere" با ترجمه به فارسی
-
شاید
-
توانمندسازی
-
قدرت اجرايي · قوه مجریه
-
lâbod · شاید · گويا
-
قدرت و جلال
-
بافرها · ظرفیت بافری
-
تحریک برای براندازی رژیم خلق چین
-
بازاريابي رقابتي · رقابت اقتصادی · رقابت بازار · قدرت چانهزني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن