ترجمه "precedenti" به فارسی
سابقه, پیشینه بهترین ترجمه های "precedenti" به فارسی هستند.
precedenti
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
سابقه
noun masculineLa classe media si sta espandendo con una velocità e una portata senza precedenti nella storia umana.
طبقه متوسط از نظرکمی وکیفی با سرعت به پیش می تازد که در تاریخ بشری بی سابقه است.
-
پیشینه
noun masculineIl termine “generazione” potrebbe riferirsi alla discendenza o ai precedenti di qualcuno.
کلمهٔ ‹طبقه› معنای تبار یا پیشینه را نیز در خود دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precedenti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "precedenti" با ترجمه به فارسی
-
moqaddam · mâqabl · pish · qabli · sâbeq · اسبق · رویه قضایی · سابق · سابقه داشتن · قبلی · قدیم · پيشين · پیشین
-
moqqaddam budan · پیش بودن · پیش بینی کردن
-
سازگاری برگشتی
-
حرکت به عقب · عقب گرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن