ترجمه "precoce" به فارسی
zudras, زود, نارس بهترین ترجمه های "precoce" به فارسی هستند.
precoce
adjective
masculine
دستور زبان
-
zudras
-
زود
adjectiveMia figlia non ha colpa del suo sviluppo precoce.
آخه دخترم چيکار کنه که يه کم زودتر از هم سن و سالي هاش داره به بلوغ ميرسه
-
نارس
adjectiveMi sono sentito come un vulcano precoce.
حس میکنم مثل یه آتشفشان نارس هستم
-
پیش رس
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " precoce " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "precoce" با ترجمه به فارسی
-
انزال زودرس
-
انتخاب · انتخاب اوليه · انتخاب مصنوعي · زادگیری انتخابي · غربالگري واريته
-
زودرسی
-
رسيدگي زودرس
-
زودرسی (گیاه)
-
تكوين زودرس · پیشرسی
-
زودرسی
-
تشخیص اولیه · تشخیص زودرس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن