ترجمه "presa" به فارسی
gir, tasarrof, ضبط بهترین ترجمه های "presa" به فارسی هستند.
presa
adjective
noun
verb
feminine
دستور زبان
L'atto di afferrare. [..]
-
gir
-
tasarrof
-
ضبط
nounSicuramente non ha preso le sue medicine quando è stato registrato questo.
مشخصا ، اون داروهاشو مصرف نکرده بود روزي که اين ضبط شد
-
ترجمه های کمتر
- فیش
- قبض
- قبضه شمشیر
- مصادره
- پريز الكتريكی
- پریز
- چنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " presa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "presa"
عباراتی شبیه به "presa" با ترجمه به فارسی
-
sar-sari gereftan · یکدستی گرفت
-
gereftâr
-
دوربین فیلمبرداری
-
انتقالات نیرو
-
انفيه · تنباكو · تنباكوي جويدني · توتون · سيگار · سيگارهاي برگ
-
dast andâkhtan
-
gir oftâdan
-
priz-ebarq
اضافه کردن مثال
اضافه کردن