ترجمه "presa" به فارسی

gir, tasarrof, ضبط بهترین ترجمه های "presa" به فارسی هستند.

presa adjective noun verb feminine دستور زبان

L'atto di afferrare. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • gir

  • tasarrof

  • ضبط

    noun

    Sicuramente non ha preso le sue medicine quando è stato registrato questo.

    مشخصا ، اون داروهاشو مصرف نکرده بود روزي که اين ضبط شد

  • ترجمه های کمتر

    • فیش
    • قبض
    • قبضه شمشیر
    • مصادره
    • پريز الكتريكی
    • پریز
    • چنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " presa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "presa"

عباراتی شبیه به "presa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "presa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه