ترجمه "presbiopia" به فارسی

پیرچشمی, دوربینی, پیرچشمی بهترین ترجمه های "presbiopia" به فارسی هستند.

presbiopia noun دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیرچشمی

  • دوربینی

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " presbiopia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Presbiopia
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیرچشمی

    condizione parafisiologica dell'apparato visivo che non consente di vedere in modo nitido da vicino

اضافه کردن

ترجمه های "presbiopia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه