ترجمه "primitivo" به فارسی
badavi, ebtedâʼi, کهنه بهترین ترجمه های "primitivo" به فارسی هستند.
primitivo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
badavi
-
ebtedâʼi
-
کهنه
adjective masculineMa questo sembrerà certo primitivo a un'americana sofisticata.
البته حق ميدم براي يه امريکايي اين افکار کهنه باشن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " primitivo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Primitivo
-
زینفندل
Primitivo (vitigno)
عباراتی شبیه به "primitivo" با ترجمه به فارسی
-
ارقام بومی · واریتههای بومي
-
پاد مشتق
-
سیروز صفراوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن