ترجمه "primogenito" به فارسی

فرزند ارشد, نخری, نخست زاده بهترین ترجمه های "primogenito" به فارسی هستند.

primogenito adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرزند ارشد

    noun masculine

    Satana sapeva che Gesù era “il primogenito di tutta la creazione”.

    شیطان به خوبی میدانست که عیسی «فرزند ارشد بر تمامی آفرینش» است.

  • نخری

    noun masculine
  • نخست زاده

    noun masculine

    17 Poiché il primogenito detiene il diritto di presidenza su questo sacerdozio e le achiavi, ossia l’autorità, di quest’ultimo.

    ۱۷ زیرا نخست زاده حق ریاست بر این کشیشی و کلیدها یا اختیارِ همان را داراست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " primogenito " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "primogenito" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه