ترجمه "problema" به فارسی

مشکل, masʼalé, moshkelat بهترین ترجمه های "problema" به فارسی هستند.

problema noun masculine دستور زبان

Una fonte di difficoltà. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشکل

    noun

    situazione che richiede una soluzione

    Se non vuoi metterti della protezione solare, è un tuo problema. Basta che non vieni a lamentarti con me quando ti scotti.

    اگر تو نمی خواهی ضد آفتاب بزنی مشکل خودت است. پس دیگر از آفتاب سوختگی پیش من شکایت نکن.

  • masʼalé

  • moshkelat

  • ترجمه های کمتر

    • مسئله
    • سرفصل
    • ضابطه
    • عنوان
    • مبحث
    • مشک
    • موضوع
    • گرفتاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " problema " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "problema" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "problema" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه