ترجمه "proclama" به فارسی

آگهی, اعلان, بشارت بهترین ترجمه های "proclama" به فارسی هستند.

proclama noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آگهی

    noun
  • اعلان

    noun

    Alcuni anni prima il fedele Enoc aveva proclamato la distruzione dei malvagi.

    چندین سال قبل از آن، خَنُوخ وفادار نیز نابودی شریران را اعلان کرده بود.

  • بشارت

    noun

    Si rendono conto che proclamare la buona notizia è una dimostrazione della sincerità della propria fede.

    ایشان پی بردهاند که بشارت دادن گواهی بر صداقت ایمانشان است.

  • خبر

    noun

    Alcuni osteggiano coloro che la proclamano, anche se si tratta dei loro familiari.

    عدهای با واعظان این خبر خوش، حتی اگر عضوی از خانوادهشان باشند سر دشمنی میگذارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " proclama " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "proclama" با ترجمه به فارسی

  • eʼlâm kardan · اعلام کردن · بانگ زدن · صدازدن
اضافه کردن

ترجمه های "proclama" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه