ترجمه "programma" به فارسی
برنامه, barnâmé, برنامه رایانه ای بهترین ترجمه های "programma" به فارسی هستند.
programma
noun
verb
masculine
دستور زبان
Un insieme di azioni, un metodo di procedere o una serie di passi pensati in anticipo per raggiungere un determinato obiettivo. [..]
-
برنامه
nounsequenza di istruzioni scritta per eseguire un compito specifico con un elaboratore
Questo programma televisivo è indirizzato ai bambini.
مخاطب این برنامه تلویزیونی کودکان هستند.
-
barnâmé
-
برنامه رایانه ای
-
ترجمه های کمتر
- برنامه نمایش
- برنامه کامپیوتری
- تاکتیک
- تدبیر
- شو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " programma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "programma" با ترجمه به فارسی
-
آتشزني مقرر · آتشزنی کنترلشده
-
برنامه · برنامه اموزشی · برنامه تحصیلی · دوره تحصیلات · رئوس مطالب
-
برنامه تغذيه · سطح تغذیهای
-
برنامهنويسي رايانهاي · برنامههاي رايانهاي · سيستمهاي رايانهاي · نرمافزار رایانهای · نرمافزار کامپیوتری
-
برنامه توسعه ملل متحد
-
برنامه شوخی
-
برنامه محيط زيست ملل متحد
-
آپوپتوز · خودکشی سلولی · مرگ برنامهريزيشده سلول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن