ترجمه "programmazione" به فارسی

برنامهنویسی, برنامه ریزی, برنامه زمانی بهترین ترجمه های "programmazione" به فارسی هستند.

programmazione noun feminine دستور زبان

L'azione di scrivere un programma per computer.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنامهنویسی

    noun

    Così decisi di studiare programmazione all'università.

    و خب تصمیم به مطالعه برنامهنویسی کامپیوتری در کالج کردم.

  • برنامه ریزی

    noun feminine

    I designer di termostati tornarono al tavolo da disegno e si concentrarono su quella fase di programmazione.

    طراحانِ ترموستات به عقب برگشتن، به سمتِ هیاتِ طراحان و بر رویِ مراحلِ برنامه ریزی، تمرکز کردند.

  • برنامه زمانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " programmazione " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "programmazione" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "programmazione" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه