ترجمه "propaganda" به فارسی
tabligh, âgahi, تبلیغات سیاسی بهترین ترجمه های "propaganda" به فارسی هستند.
propaganda
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
tabligh
-
âgahi
-
تبلیغات سیاسی
تبلیغات سیاسی
Capii che queste ragazze erano cresciute guardando un cartone simile al mio, solo che la propaganda era contro la Corea del Sud e gli USA.
و همچنین پی بردم که این دختران نیز با تبلیغات سیاسی و کارتون هایی علیه کره جنوبی و آمریکا بزرگ شده اند.
-
ترجمه های کمتر
- تبليغات
- تبلیغ
- تبلیغات
- روابط عمومی
- پروپاگاند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " propaganda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "propaganda" با ترجمه به فارسی
-
آگهی · اعلان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن