ترجمه "pugno" به فارسی

مشت, mosht, تنی چند بهترین ترجمه های "pugno" به فارسی هستند.

pugno noun verb masculine دستور زبان

Colpo a qualcuno o qualcosa sferrato con il pugno. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشت

    noun masculine

    La mano chiusa con le dita strette sul palmo. [..]

    Se avessi la pancetta, ti darei un pugno proprio lì.

    اگه تو شکم داشتی ، من با مشت میزدمت.

  • mosht

  • تنی چند

    noun masculine

    Per circa 50 anni un pugno di Testimoni leali vi ha sopportato la più crudele delle dittature.

    در آنجا تنی چند از شاهدان وفادار، در طی ۵۰ سال متحمل ظالمانهترین حکومتهای دیکتاتوری شدند.

  • ترجمه های کمتر

    • ضربت
    • مشتی
    • منگنه
    • پارچه کهنه
    • یک مشت پر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pugno " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pugno"

اضافه کردن

ترجمه های "pugno" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه