ترجمه "pulcino" به فارسی
jujé, جوجه, بچه بهترین ترجمه های "pulcino" به فارسی هستند.
pulcino
noun
masculine
دستور زبان
Una persona giovane.
-
jujé
-
جوجه
noun masculineGuarda che bel costume da pulcino che mi aveva fatto.
به این لباس ناز جوجه ای که برام درست کرد نگاه کن.
-
بچه
noun masculineQuesti bizzarri uccelli sono pulcini di struzzo.
اين پرنده هاي کوچک عجيب بچه شترمرغ هستند.
-
ترجمه های کمتر
- کریشک
- کلفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pulcino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pulcino" با ترجمه به فارسی
-
جوجهمرغها · جوجههای مرغ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن