ترجمه "punjabi" به فارسی
پنجابی, زبان پنجابی, نجوی بهترین ترجمه های "punjabi" به فارسی هستند.
punjabi
adjective
-
پنجابی
proper masculineAlice era andata alla Sala del Regno ed era stata accolta calorosamente dai fratelli e dalle sorelle di lingua punjabi.
آلیس به سالن ملکوت رفت و با استقبال گرم برادران و خواهران پنجابی روبرو شد.
-
زبان پنجابی
properAlice aveva cominciato a frequentare le adunanze e aveva ripreso a studiare la Bibbia, imparando a parlare e leggere correntemente in punjabi.
آلیس مرتباً در جلسات شرکت کرد، آموزش کتاب مقدّس را از سر گرفت و آموخت زبان پنجابی را به خوبی صحبت کند و بخواند.
-
نجوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " punjabi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن