ترجمه "quasi" به فارسی
taqriban, تقریبا, تقریباً بهترین ترجمه های "quasi" به فارسی هستند.
quasi
adverb
دستور زبان
In una maniera tale da essere molto vicino a qualcosa.
-
taqriban
-
تقریبا
adverbLa gallina depone un uovo quasi ogni giorno.
آن مرغ تقریبا هر روز روی یک تخم می نشیند.
-
تقریباً
adverbLa bellezza è una lettera di raccomandazione che è quasi impossibile ignorare.
زیبائی توصیه نامه ایست که تقریباً غیرقابل نادیده گرفتن است.
-
کم
adverbTu mi hai quasi indotta a credere di essere umana.
اينقدر لوسم کردي که کم مونده خودمم باور کنم انسانم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quasi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "quasi"
عباراتی شبیه به "quasi" با ترجمه به فارسی
-
قریب به یقین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن