ترجمه "quinta" به فارسی
درزندگی خصوصی, ناوياشياري كه دريجه بند آب درآن حركت ميكند, پنجم بهترین ترجمه های "quinta" به فارسی هستند.
quinta
adjective
noun
feminine
دستور زبان
Pannello di tessuto scorrevole atto a creare l'ambientazione di uno spettacolo teatrale.
-
درزندگی خصوصی
noun -
ناوياشياري كه دريجه بند آب درآن حركت ميكند
noun femininePannello di tessuto scorrevole atto a creare l'ambientazione di uno spettacolo teatrale.
-
پنجم
adjectiveSe ci fosse stata Brianna saresti arrivata quinta.
ـ اگه بريانا اينجا بود تو نفر پنجم بودي.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quinta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "quinta" با ترجمه به فارسی
-
panjom
-
mordâd
-
دایره پنجمها
-
هوراس
-
جنگنده نسل پنجم
-
پنجم درست
-
جمهوری پنجم فرانسه
-
ترتولیان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن