ترجمه "raccolto" به فارسی
farâham, kharman, mahsul بهترین ترجمه های "raccolto" به فارسی هستند.
raccolto
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
farâham
-
kharman
-
mahsul
-
ترجمه های کمتر
- majmuʼ
- برداشت
- جمع
- محصول
- محصول کشاورزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raccolto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "raccolto" با ترجمه به فارسی
-
برش اصلی · برش پایانی
-
بسامد برداشت · دفعات برداشت · دفعات برش · وقفههاي برداشت
-
دروگرهای علوفه · دروگرهای علوفه (ماشین)
-
كلكسيون بذر · مجموعه بذر
-
شاخص برداشت
-
جمعآوري مني · گردآوری منی
-
گردآوری عسل
-
گالری عکس Windows Live
اضافه کردن مثال
اضافه کردن