ترجمه "radice" به فارسی
ریشه, bikh, rishé بهترین ترجمه های "radice" به فارسی هستند.
radice
noun
feminine
دستور زبان
Origine, inizio di un evento, di una condizione o di un periodo. [..]
-
ریشه
nounریشه افشان [..]
Le nostre radici e i nostri rami preziosi devono essere nutriti.
ریشه ها و شاخه های نفیس ما باید تغذیه شوند.
-
bikh
-
rishé
-
ترجمه های کمتر
- سرچشمه
- اصل
- اغاز
- اکتساب
- دریافت
- ريشه
- ريشه دواندن
- ریشه تابع
- ریشه عدد
- شروع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "radice" با ترجمه به فارسی
-
ریشههای دامخوراک
-
برش درخت · قطع · قطع درخت
-
دامخوراكهاي ريشهاي · ریشههای دامخوراک
-
ریشهتمیزکنها
-
ملوییدوژینه · نماتودهاي گرهزاي ريشه
-
كاشت ریشهلخت · نهالکاری ریشهلخت · کاشت ریشهعریان
-
تلقيح ريشه
-
پوشه ریشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن