ترجمه "rado" به فارسی
رادون ترجمه "rado" به فارسی است.
rado
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
رادون
noun masculineNiente radon, niente muffa, niente piombo nelle tubature.
رادون نيست ، کپک نيست لوله هاي سربي نداره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rado" با ترجمه به فارسی
-
sotordan · tarâshidam
-
دنبالهدار مسیر خورشیدی
-
به ندرت · ندرت
-
râdon · رادون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن