ترجمه "rana" به فارسی

قورباغه, quebâghé, شنای قورباغه بهترین ترجمه های "rana" به فارسی هستند.

rana noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قورباغه

    noun

    ranocchia (ranocchio

    Non interessa a nessuno, e la rana muore.

    هیچکس علاقه ای به این کار ندارد، و قورباغه هم می میرد.

  • quebâghé

  • شنای قورباغه

    stile di nuoto

  • غوک

    noun feminine

    ranocchia (ranocchio

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rana " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rana

Rana (astronomia)

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رانا

  • قورباغهها

    C'erano grilli, uccellini e rane che facevano rumore,

    جیرجیرک ها، پرندگان و قورباغهها سروصدا می کردند،

تصاویر با "rana"

عباراتی شبیه به "rana" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rana" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه