ترجمه "rapida" به فارسی
تند, فرز, تنداب بهترین ترجمه های "rapida" به فارسی هستند.
rapida
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
تند
adjectiveAbed ha pronunciato tre rapide parole.
عابد سه کلمه را تند گفت.
-
فرز
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rapida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rapida
-
تنداب
Il canyon è famoso per i suoi ventitré chilometri di rapide spumeggianti che possono essere particolarmente pericolose.
این تنگه بخاطر ١۴ مایل (٢٣-کیلومتر) تنداب هائی که می توانند خطرناک باشند مشهور است.
عباراتی شبیه به "rapida" با ترجمه به فارسی
-
دفتر تماس سریع
-
ارزیابی سریع روستایی
-
میان بر صفحه کلید
-
فهرست میانبر
-
مراحل سریع
-
sariʼ-os-seir
-
نوار ابزار دسترسی سریع
-
غذای فوری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن