ترجمه "rapporto" به فارسی

gozâresh, râbeté, گزارش بهترین ترجمه های "rapporto" به فارسی هستند.

rapporto noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • gozâresh

  • râbeté

  • گزارش

    noun

    Invitare l’uditorio a commentare aspetti significativi del rapporto mondiale.

    از حضار تقاضا کنید که یکی از جنبههای برجستهٔ گزارش سال خدمتی ۲۰۱۰ را بیان کنند.

  • ترجمه های کمتر

    • راپرت
    • قسمت
    • نسبیت
    • وابستگی
    • پیوستگی
    • پیوند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rapporto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rapporto" با ترجمه به فارسی

  • نسبت سیگنال به نویز
  • موسیقی رایانهای
  • نظارت بهداشتي · نظارت بیماری · نظارت همهگيريشناختي · گزارش بيماري
  • نسبت تصویر
  • ارزش تغذيهاي · ارزش خوراکی · ارزش رژيمي · ارزش غذایی · ارزش پرواري · ارزيابي تغذيهاي خوراكها · ارزيابي تغذيهاي غذاها · ضريب تبديل غذا · معيار ارزش غذايي · نسبت پروتئين-انرژي
  • ضریب اف
  • ارزش تغذيهاي · ارزش خوراکی · ارزش رژيمي · ارزش غذایی · ارزش پرواري · ارزيابي تغذيهاي خوراكها · ارزيابي تغذيهاي غذاها · ضريب تبديل غذا · معيار ارزش غذايي · نسبت پروتئين-انرژي
  • نسبت تراکم
اضافه کردن

ترجمه های "rapporto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه