ترجمه "relazione" به فارسی
رابطه, gozâresh, monâsebat بهترین ترجمه های "relazione" به فارسی هستند.
relazione
noun
feminine
دستور زبان
Astrazione appartenente a o caratteristico di due entità o parti insieme. [..]
-
رابطه
nounIl sindaco disse che ciò rappresentava una nuova relazione con l'acqua.
شهردار در توضیح قضیه گفت این به معنای یک رابطه جدید با آب است.
-
gozâresh
-
monâsebat
-
ترجمه های کمتر
- nesbat
- rabt
- râbeté
- اتصال
- ارتباط
- امر
- رابط
- رابطه نامشروع
- شراکت
- عشق
- وابستگی
- کار
- گزارش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " relazione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "relazione" با ترجمه به فارسی
-
جو خاك · جو زمين · هوای خاک
-
رابطه نامتقارن
-
رابطه مبادله · شرایط مبادله
-
روابط بینالملل · روابط بینالمللی · روابط خارجي
-
روابط شکارچی-شکار
-
روابط منبع-مقصد · مقصد متابوليكي
-
خويشاوندي پايه-پيوندك · روابط ميانپايه-پيوندك · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
-
روابط گیاه-خاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن