ترجمه "residuo" به فارسی
bâqimândé, تفاضل, رسوبی بهترین ترجمه های "residuo" به فارسی هستند.
residuo
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
bâqimândé
-
تفاضل
noun masculine -
رسوبی
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- قسمت باقی مانده
- مانده
- پسمانده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " residuo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "residuo" با ترجمه به فارسی
-
پوست درخت (پسماندهها)
-
اتلاف گرما طي فراوري · گرمای زاید
-
باقیماندههاي آفتكش
-
پساثرها
-
اثرات باقیمانده · پساثرها
-
تفاضل · رسوبی · قسمت باقی مانده · پسمانده
-
دفع پسماند درخت
-
کل مواد جامد محلول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن