ترجمه "rianimazione" به فارسی
احیا, احیا (قلبی-ریوی), تنفس مصنوعي بهترین ترجمه های "rianimazione" به فارسی هستند.
rianimazione
noun
feminine
دستور زبان
-
احیا
noun feminineStavo facendo il mio giro, ho provato la rianimazione, ma era troppo tardi.
داشتم شیفتمو میدادم احیا هم انجام دادم
-
احیا (قلبی-ریوی)
-
تنفس مصنوعي
noun feminineA volte puo'capitare durante la rianimazione.
اينا گاهي اوقات بخاطر تنفس مصنوعي ايجاد ميشه.
-
ترجمه های کمتر
- ماساژ قلبي
- مراقبتهای ویژه پزشکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rianimazione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن