ترجمه "riccio" به فارسی
جوجهتیغی, khârposht, خارپشت بهترین ترجمه های "riccio" به فارسی هستند.
riccio
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
جوجهتیغی
noun masculinesottofamiglia della famiglia degli Erinaceidi
-
khârposht
-
خارپشت
noun masculineDalla pagina dei feromoni sono arrivato a un video di un riccio di mare che fa sesso.
حالا صفحه فرومون منو به یک ویدئو برد در مورد یک خارپشت دریایی در حال عشق بازی.
-
ترجمه های کمتر
- اشغال
- تراشه
- جوجه تیغی
- فرفری
- مجعد
- ژوژ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " riccio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "riccio"
عباراتی شبیه به "riccio" با ترجمه به فارسی
-
كاسني ترد · کاسنیفرنگیها
-
كاسني ترد · کاسنیفرنگیها
-
توتیاهای دریایی
-
جوجهتیغی گوش دراز
-
آسر پلاتانوییدس · افراي نروژي · افرای برگچناری · افرای نروژی · افرای چناری
-
افرای نروژی
-
خارپشتها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن