ترجمه "richiesto" به فارسی
شرط لازم, لازمه بهترین ترجمه های "richiesto" به فارسی هستند.
richiesto
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
شرط لازم
adjective -
لازمه
adjectivePassare dal loro mondo richiede tempo ed energia.
براي عبور از دنياي خودشون زمان و انرژي لازمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " richiesto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "richiesto" با ترجمه به فارسی
-
khâheshmand · تقاضا کننده · درخواست دهنده · طالب · متقاضی
-
darkhâst kardan · talabidan · taqâzâ kardan · احتياج داشتن · ایجاب کردن · درخواست کردن · طلبیدن · مستلزم بودن · مصرف کردن · نیاز داشتن · نیازمند بودن
-
darkhâst · morâjeʼé · motâlebé · talab · taqâzâ · تظلم · دادخواست · درخواست · عریضه
-
درخواست وظیفه
-
درخواست وقفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن