ترجمه "riga" به فارسی
خط, khat, khat-kesh بهترین ترجمه های "riga" به فارسی هستند.
riga
noun
verb
feminine
دستور زبان
Linea che divide i capelli nella parte superiore della testa.
-
خط
nounCioe', loro sanno come tenere in riga le persone.
اونها ميدونند چجوري مردم رو توي يه خط نگه دارند.
-
khat
-
khat-kesh
-
ترجمه های کمتر
- satr
- خطکش
- ردیف
- جای تقسیم
- رج
- ریگا
- فراق
- فرق
- فرمانروا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " riga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Riga
feminine
Riga (distretto)
-
ریگا
feminineSono nato a Riga, la capitale della Lettonia.
در ریگا، پایتخت لتونی متولّد شدم.
تصاویر با "riga"
عباراتی شبیه به "riga" با ترجمه به فارسی
-
ضربت
-
ردیف سرصفحه
-
شکست خط
-
تراکم کاشت · سرفاصله · فاصله بذرافشاني · فاصله ردیف کاشت · فاصله کاشت · فاصلهگذاری · كاشت با تراكم بالا
-
سطر جامانده
-
واسط خط فرمان
-
تثلیث زاویه
-
فرمانروا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن