ترجمه "rimborso" به فارسی
bâz-pardâkht, بازپرداخت, استرداد بهترین ترجمه های "rimborso" به فارسی هستند.
rimborso
noun
verb
masculine
دستور زبان
La restituzione di denaro a qualcuno che lo ha speso per conto di altri.
-
bâz-pardâkht
-
بازپرداخت
In Ha ha richiesto un rimborso per le lezioni e ha preso i soldi.
اين ها بازپرداخت کلاسُ گرفته و پولُ برداشته
-
استرداد
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- استهلاك بدهي
- بازپرداخت بدهيها
- بازپرداخت وجه
- تخفیف
- غرامت
- پرداخت بدهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rimborso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rimborso" با ترجمه به فارسی
-
سرمایهگذاری مجدد صادرات
-
bâz-pardâkht kardan · تاوان دادن · صدمه زدن به · غرامت دادن · غرامت پرداختن · لطمه زدن به · مسترد کردن
-
استهلاك بدهي · بازپرداخت · بازپرداخت بدهيها · پرداخت بدهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن