ترجمه "rinomanza" به فارسی
آوازه, اشتهار, شهرت بهترین ترجمه های "rinomanza" به فارسی هستند.
rinomanza
noun
feminine
دستور زبان
-
آوازه
noun feminine -
اشتهار
noun feminine -
شهرت
noun feminineAnche se i nefilim e i loro degradati padri angelici godettero di rinomanza fra i loro contemporanei, non furono certo famosi agli occhi di Dio.
گرچه نفیلیمها و پدران فرشتهٔ کمارج و حقیرشان در میان همعصران خود شهرت و نامی داشتند، در نظر خدا کاملاً بینام بودند.
-
ترجمه های کمتر
- معروفیت
- نام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rinomanza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن