ترجمه "rinviare" به فارسی
ʼaqab andâkhtan, از سرباز کردن, به تعويق انداختن بهترین ترجمه های "rinviare" به فارسی هستند.
rinviare
verb
دستور زبان
Spostare o annullare un evento o un appuntamento.
-
ʼaqab andâkhtan
-
از سرباز کردن
verb -
به تعويق انداختن
verbSpostare o annullare un evento o un appuntamento.
Vostro Onore, si tratta della stessa finta figlioccia che si e'ammalata ogni volta che al signor Stemple e'servito un rinvio, negli ultimi 5 anni.
عاليجناب ، اين همون دخترخوانده خيالي هستند که هربار آقاي استمپل نياز به تعويق انداختن دادگاه ، در پنج سال گذشته داشتند ، بيمار ميشن.
-
ترجمه های کمتر
- عقب انداختن
- مطرح کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rinviare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rinviare" با ترجمه به فارسی
-
mohlat · takhir · taʼviq · برخاست · برگشت · تاخیر · تعویق
-
فرجه دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن