ترجمه "ripresa" به فارسی

behbud, film-bardâri, ادامه بهترین ترجمه های "ripresa" به فارسی هستند.

ripresa noun particle feminine دستور زبان

Il proporre nuovamente uno o più motivi stilistici o temi. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • behbud

  • film-bardâri

  • ادامه

    noun

    Per parecchio tempo rimase agli arresti domiciliari senza poter riprendere i suoi viaggi missionari.

    او سالها در خانهای زندانی بود و قادر نبود به سفرهای میسیونری خود ادامه دهد.

  • ترجمه های کمتر

    • از سر گیری
    • اغاز رونق اقتصادي
    • بازپيشنهاد دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ripresa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ripresa" با ترجمه به فارسی

  • az sar gereftan · ادامه یافتن · از سرگرفتن · برداشتن · تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · سرکوفت زدن · سوابق کاری · شکست دادن · پرچانگی کردن · گله کردن از
  • فیلمبردار صحنه
  • بازپروری اقتصادی
اضافه کردن

ترجمه های "ripresa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه