ترجمه "risposta" به فارسی
جواب, پاسخ, javâb بهترین ترجمه های "risposta" به فارسی هستند.
risposta
noun
feminine
دستور زبان
Affermazione, dichiarazione (scritta o orale) che prosegue ad una domanda, sollecitudine, critica o accusa.
-
جواب
nounA volte è esitante prima di rispondere.
او بعضی وقتها قبل از جواب دادن مکث میکند.
-
پاسخ
nounNon posso rispondere alla sua domanda.
من نمیتوانم به سوال شما پاسخ دهم.
-
javâb
-
ترجمه های کمتر
- pâsokh
- پیواژ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " risposta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "risposta" با ترجمه به فارسی
-
اعلاميه تماس از دست داده شده
-
مكانيسمهاي مقاومت · مکانیسمهای دفاعی · واكنشهاي دفاعي جانوری · واكنشهاي دفاعي گياهي · پاد بيگانهزيستي · پادزيستي · پاسخ دفاعي
-
پاسخ به همه
-
تحمل ايمني · تشكيل پادتن · خونكافت ايمني · رقابت ايمني · كارپروردگي ايمني · واكنشهاي ايمني · واكنشهاي ايمنيشناختي · پاسخ ایمنی
-
javâb dâdan · pâsokh dâdan · جواب دادن · پاسخ · پاسخ دادن · پاسخانیدن
-
آلرژيها · واكنشهاي آلرژيك · پاسخهاي آلرژيك · پرحساسیتی
-
پاسخ به عرضه
-
تغییردهندههای پاسخ زیستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن