ترجمه "rosso" به فارسی

قرمز, سرخ, sorkh بهترین ترجمه های "rosso" به فارسی هستند.

rosso adjective noun masculine دستور زبان

(Aggettivo) Del colore simile a quello delle fragole, delle ciliegie o dei papaveri [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرمز

    noun

    Di colore rosso. [..]

    Penso che indosserò questo maglione rosso.

    فکر کنم که سویت شرت قرمز را بپوشم.

  • سرخ

    adjective

    Di colore rosso. [..]

    Non mi piace la giacca rossa.

    ژاکت سرخ را دوست نمی دارم.

  • sorkh

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • بور
    • ghermez
    • qermez
    • زرده تخم مرغ
    • سرخ جامه
    • قرمز رنگ
    • پارچه مخمل
    • چپ گرا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rosso " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rosso"

عباراتی شبیه به "rosso" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rosso" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه