ترجمه "rotonda" به فارسی
فلکه, ساختمان مدور بهترین ترجمه های "rotonda" به فارسی هستند.
rotonda
noun
adjective
feminine
دستور زبان
Tipo di incrocio circolare in cui il traffico deve girare in una direzione intorno un'isola centrale.
-
فلکه
-
ساختمان مدور
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rotonda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rotonda"
عباراتی شبیه به "rotonda" با ترجمه به فارسی
-
ماهیچه گرد بزرگ
-
عضله گرد کوچک
-
سيتروس ژاپونيكا · فورتونلا ژاپونیکا
-
gerd · modavvar · دایره وار · مدور · گرد · گِردي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن