ترجمه "rottura" به فارسی
شکست, تجزیه, رنجش بهترین ترجمه های "rottura" به فارسی هستند.
rottura
noun
feminine
دستور زبان
-
شکست
nounIl midollo spinale presentava rotture. I neuroni si incrociavano in tutti i modi possibili.
ستون فقرات شکسته می شد و یاخته های عصبی از هر طرف به هم گره خوردند.
-
تجزیه
noun feminineMa come si spiega nell'articolo, per via della rottura degli enzimi, è improbabile che la feniletilamina arrivi al cervello se assunta oralmente.
اما همانطوریکه متن ذکر می کنه، به دلیل تجزیه آنزیم، بعیده که فینیتل امین به مغز برسد، اگر شکلات خورده شده باشد.
-
رنجش
noun
-
ترجمه های کمتر
- شکستگی
- قطع ناگهانی
- مایه زحمت
- نزاع
- چاک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rottura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rottura" با ترجمه به فارسی
-
مقاومت کششی نهایی
-
eftâr
-
خاکشکنی · خاکشکنی (خاکورزی)
-
قطع رابطه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن