ترجمه "ruote" به فارسی
چرخ, چرخها بهترین ترجمه های "ruote" به فارسی هستند.
ruote
noun
feminine
دستور زبان
-
چرخ
nounCe la faccio da solo a spingere un paio di ruote.
هي ، اين دو تا چرخ رو که ديگه خودم ميتونم هل بدم.
-
چرخها
Perché so che dobbiamo portare la ruota ulteriormente dentro l'aerodinamica.
چون میدونم که ما باید فاصله چرخها رو بخاطر مسائل آیرودینامیک بیشتر کنیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruote " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ruote" با ترجمه به فارسی
-
چرخ دنده
-
carkh · چرخ
-
تراکتورهای چرخدار
-
تایرها
-
چرخ
-
سرعت چرخشی · مشخصات تجهيزات · نشانویژگیهای تجهیزات
-
چرخ و فلک
-
تراكتور با چهار چرخ متحرك
اضافه کردن مثال
اضافه کردن