ترجمه "sala" به فارسی
اتاق, sâlon, tâlâr بهترین ترجمه های "sala" به فارسی هستند.
sala
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
اتاق
nounE la sala di controllo della bacheca non è responsabile per noi.
اتاق عملیات خوراک خبری مسئول پاسخگویی به ما نیست.
-
sâlon
feminine -
tâlâr
-
ترجمه های کمتر
- اتاق نشیمن
- جگن
- خوابگاه
- سالن نشیمن
- سدر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sala
Sala (comune)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sala" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sala در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sala"
عباراتی شبیه به "sala" با ترجمه به فارسی
-
نمكهاي معدني (مواد غذایی)
-
گوشت گاو نمکزده
-
نمک حمّام
-
فسفاتها (نمکها)
-
دانسینگ · سالن رقص
-
نمكهاي آلي · نمکهای اسید آلی
-
otâq-e entezâr · اطاق استراحت · سالن استراحت
-
نمک مضاعف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن