ترجمه "salario" به فارسی
دستمزد, مزد, کارمزد بهترین ترجمه های "salario" به فارسی هستند.
salario
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
دستمزد
nounremunerazione di un lavoratore dipendente
Capi benintenzionati promettono più lavoro, salari più alti, assistenza sociale migliore e riforme agrarie.
رهبران خیرخواه، مشاغل بیشتر، دستمزد بهتر، تأمین اجتماعی بهبودیافته و اصلاحات ارضی را پیشنهاد میکنند.
-
مزد
nounValeva 300 denari, pari a circa il salario di un anno.
آن عطر ۳۰۰ دینار میارزید که این مبلغ تقریباً معادل مزد یک سال بود.
-
کارمزد
nounUno gli doveva una grossa somma, pari a due anni di salario di un lavoratore.
یکی از آنها پول فراوانی بدهکار بود، چیزی برابر کارمزد دو سال یک کارگر.
-
ترجمه های کمتر
- اجرت
- حقوق
- dastmozd
- hoquq
- kâr-mozd
- ojrat
- درآمد
- mozd
- اجر
- حقوق ماهیانه
- دخل
- دسترنج
- مقرری
- مواجب
- پاداش
- کار مزد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salario " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "salario" با ترجمه به فارسی
-
حقالزحمه · دستمزدها · دستمزدهای زمانی · نرخ دستمزد
-
کارگر روزمزد
-
حقالزحمه · دستمزدها · دستمزدهای زمانی · نرخ دستمزد
-
حداقل دستمزد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن