ترجمه "saldatura" به فارسی
lahim, جوشکاری, جوش بهترین ترجمه های "saldatura" به فارسی هستند.
saldatura
noun
feminine
دستور زبان
-
lahim
-
جوشکاری
I suoi occhi, infatti, hanno subito danni a causa di un lavoro di saldatura effettuato senza le adeguate protezioni.
چشمهایش هنگامی که بدون محافظ جوشکاری کرده بود آسیب دیده بودند.
-
جوش
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saldatura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "saldatura" با ترجمه به فارسی
-
تجهیزات جوشکاری · تجهیزات نگهداری
-
لحیم
-
جوشکاری با الکترود دستی پوششدار
-
جوشکاری اصطکاکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن