ترجمه "sandwich" به فارسی

ساندویچ, ساندويچ, لقمه بهترین ترجمه های "sandwich" به فارسی هستند.

sandwich noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساندویچ

    noun

    tipo di panino

    Secondo gli scienziati, un sandwich al formaggio è la soluzione a tutte le decisioni difficili.

    با توجه به نظر دانشمندان ، یک ساندویچ پنیر چاره همه تصمیم گیریهای مشکل شماست.

  • ساندويچ

    noun masculine

    Penso che mi faro'un sandwich col bacon, senza bacon, con sottaceti e formaggio.

    من يه ساندويچ ميخوايم کوچيک به اضافه مخلفات

  • لقمه

    noun masculine

    Ed ecco pronto un sandwich...

    فکر ميکنم يه حالا يه لقمه کوچولو دارم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sandwich " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sandwich"

عباراتی شبیه به "sandwich" با ترجمه به فارسی

  • ترکیب ساندویچی
  • جزاير ساندويچ جنوبي · جزایر فالکلند · جورجياي جنوبي · كشورهاي غيرمستقل جزاير فالكلند · مالويناس
اضافه کردن

ترجمه های "sandwich" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه