ترجمه "sanguisuga" به فارسی
زالو, zâlu, زروک بهترین ترجمه های "sanguisuga" به فارسی هستند.
sanguisuga
noun
feminine
دستور زبان
-
زالو
noun feminineAlmeno una sanguisuga non perde il compleanno di sua madre per un'amnesia da sbronza.
حداقل این زالو از مستی بیهوش نمیشه و روز تولد مادرش یادش نمیره
-
zâlu
-
زروک
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- صدای مزاحم
- طفیلی
- پارازیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sanguisuga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sanguisuga"
عباراتی شبیه به "sanguisuga" با ترجمه به فارسی
-
ديوهها · زالوها · زالوییان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن